محمدعلی فروغی و علی اکبر دهخدا22
سید جلال الدین آشتیانی23
2. فصل دوم: شاگردان برجسته26
2ـ 1. شاگردان برجسته حوزوی26
2ـ 1ـ 1. عبدالله جوادی آملی26
لطائف استاد فاضل تونی در بیان علامه جوادی آملی28
2ـ 1ـ 2. حسن حسن‌زاده آملی33
فاضل تونی در بیان استاد حسن‌زاده آملی34
2ـ 1ـ 3. سید رضی شیرازی36
2ـ 2. شاگردان برجسته دانشگاهی37
2ـ 2ـ 1. محمد خوانساری37
فاضل تونی در بیان خوانساری39
2ـ 2ـ 2. علی‌اکبر سیاسی46
فاضل تونی در بیان دکتر سیاسی47
2ـ 2ـ 3. ذبیح‌اللّه صفا51
فاضل تونی در بیان ذبیح الله صفا52
2ـ 2ـ 4. محمدعلی فروغی55
2ـ 2ـ 5. سید جعفر سجادی56
2ـ 2ـ 6. حسن ملکشاهی58
3. فصل سوم: وفات59
3ـ 1. سکته قلبی59
3ـ 2. همسر وفادار60
3ـ 3. خاطره‌ای ناگوار از درس شفای استاد60
3ـ 4. بیان دکتر سیاسی62
3ـ 5. دوران بیماری فاضل در بیان رضازاده شفق63
3ـ 6. عروج64
3ـ 7. سنگ مضجع شریف65
4. فصل چهارم: آثار علمی68
4ـ 1. تعلیقه بر مقدمه شرح فصوص الحکم69
4ـ 2. الهیات71
4ـ 3. حکمت قدیم74
4ـ 4. ترجمه فنون سماع طبیعی شفا75
4ـ 5. کتاب منطق76
4ـ 6. منتخب آیات قرآن و نهج‌البلاغه77
4ـ 7. منتخب کلیله و دمنه‌ و ابن خلّکان77
4ـ 8. علم رجال و علم الحدیث78
4ـ 9. مجموعه‌ی وعظ و خطابه78
4ـ 10. کتاب صرف79
4ـ 11. قسمت نحوِ کتاب‌های صرف و نحو و قرائت عربی79
4ـ 11ـ 1. نکته79
4ـ 12. برخی از دیدگاه‌های علمی81
4ـ 12ـ 1. اختیار81
4ـ 12ـ 2. فاعل بالتسخیر81
4ـ 12ـ 3. حدوث زمانی82
4ـ 12ـ 4. سنخیت حکم83
بخش دوم: بینش عرفانی84
الف) وجود شناسی عرفانی86
1. فصل اول: حقیقت وجود و توحید در عرفان86
1ـ 1. وجود من حیث هو هو86
1ـ 1ـ 1. حقیقت حقه‌ی وجود87
1ـ 1ـ 2. اشتراک معنوی مفهوم وجود88
1ـ 1ـ 3. وجود خارجی و وجود ذهنی91
1ـ 1ـ 4. حقیقت وجود92
1ـ 1ـ 5. حقیقتِ واحدِ وجود93
1ـ 2. وحدت شخصی وجود93
1ـ 2ـ 1. وجوب وجود94
1ـ 2ـ 2. حقیقت مقابل ظل96
2. فصل دوم: اسما و صفات الهی97
2ـ 1. اسم عرفانی97
2ـ 2. فرق بین اسم و صفت98
2ـ 3. رابطه‌ی اسم با صفت99
2ـ 4. عینیت علم و ذات100
2ـ 5. کیفیت علم به ذات و ما سوا101
2ـ 6. عدم عینیت علم با عقل اول101
2ـ 7. نقد قول طالِس مَلَطِی102
2ـ 8. علم به کنه وجود104
2ـ 9. جوابِ شبهه‌ای پیرامونِ نسبت عقل اول به عالم کبیر104
نفس الامر106
تطابق عقل اول با نفس الامر108
3. فصل سوم: اعیان ثابته (علم ربوبی)109
3ـ 1. کیفیت علم حق109
3ـ 2. تبعیت اعیان ثابته از اسماء و صفات113
3ـ 3. فیض اقدس و فیض مقدس115
3ـ 4. اعیان ممکن و ممتنع117
3ـ 5. قابلیت وفاعلیت اعیان118
3ـ 6. امتیاز اسماء120
3ـ 7. کیفیت علم نفس به اشیاء121
ب) جهان شناسی عرفانی124
1. فصل اول: جوهر و عرض124
1ـ 1. جوهر و عرض در عرفان124
1ـ 2. جنس جوهر125
1ـ 3. جوهر، حقیقت وجود125
2. فصل دوم: حضرات خمس127
2ـ 1. مظاهر الهی127
2ـ 2. کلمات وجودیه128
2ـ 2ـ 1. اقسام کلمات وجودیه129
2ـ 3. عوالم پنجگانه130
نَفَس رحمانی132
جایگاه نفس رحمانی132
نَفَس رحمانی و نَفَس انسانی133
حضرت اول (تعین اول و ثانی)134
عماء135
أنا نقطه باء بسم الله136
3. فصل سوم: عالم مثال و ملکوت137

3ـ 1. عالم مثال، مرتبه‌ای از عوالم روحانی137
3ـ 2. عالم مثال نزد حکما138
3ـ 3. اشارات اخبار معصومین بر وجود عالم مثال139
4. فصل چهارم: کشف و شهود ربانی141
4ـ 1. کشف141
4ـ 2. کشف عرفانی142
4ـ 3. اقسام کشف143
ج) انسان شناسی145
1. فصل اول: جامعیت انسان از منظر عرفان145
1ـ 1. انسان کامل مظهر اسم جامع الله145
1ـ 2. جامعیت انسان کامل146
1ـ 3. سرِّ هبوط آدم148
1ـ 4. انسان کامل عالم صغیر149
2. فصل دوم: عالم کبیر، صورت حقیقی انسانی149
2ـ 1. حقیقت انسانی149
2ـ 2. حقیقت محمدیه151
2ـ 2ـ 1. جامعیت حقیقت محمدیه151
2ـ 2ـ 2. تخصیص حقیقت محمدیه به فاتحه الکتاب152
3. فصل سوم: اسما و مراتب روح اعظم در عالم انسانی153
4. فصل چهارم: معاد از منظر عرفان154
4ـ 1. قیامت154
4ـ 2. انواع قیامت155
4ـ 3. مقهوریت کثرات در روز قیامت156
5. فصل پنجم: نبوت و ولایت عرفانی157
5ـ 1. صاحب ولایت کلیه158
5ـ 2. ولایت عامه و خاصه159
5ـ 3. ولایت محمدیه159
5ـ 4. شرافت ولایت بر نبوت161
کتابنامه164

بخش اول: احوال و آثار علمی
1. فصل اول: احوال
1ـ 1. زندگی‌نامه
یکی از فرزانگانی که عمری در سایه‌سار ولایت اهل‌بیت شبانه‌روز به تحصیل و تدریس علوم مختلف در حوزه و دانشگاه سپری کرد، اندیشمند کم نظیر مرحوم علامه حاج شیخ محمدحسین فاضل تونی 1 است. در این مختصر بر آنیم تا با زندگی‌نامه، آثار، و آرای عرفانی آن حکیم زاهد و عارف سالک بیشتر آشنا شویم.
در تاریخ ولادت ایشان، اقوالی متفاوت و بعضاً متضاد نقل شده است؛ عده‌ای1 ایشان را متولد 25 محرم 1298 ه.ق و گروهی2 متولد 1288 ه.ق و برخی3 1259 ش و عده‌ای4 نیز 1257 ش دانسته‌اند. اما صحیح5 همان قول اول است که حضرت استاد حسن‌زاده آملی از قول مرحوم فاضل تونی، چنین نقل می‌کنند:
پس از شرح قیصری برای بنا گذاری درس شفا در ساعت چهار بعد از ظهر روز دوشنبه بیست و سوم مهر 1335 ش به حضور انورش تشرف حاصل کردم. نخست نسخه‌ای از الهیات را که از آثار قلمی خود آن جناب است، به بنده اهدا فرمود و سپس از هر دری سخنی به میان آورد و فرمود: تاریخ تولد ?? محرم ???? ه.ق و اکنون عمرم ?? سال است.6
ایشان در “تون” ولادت یافت. “تون” شهری باستانی است در جنوب خراسان که قدمت آن به قبل از اسلام بازمی‌گردد. ناصرخسرو قبادیانی ـ شاعر بلندآوازه ـ در سفرش از آن شهر عبور نموده و وصف شهر و مردمان آن را در سفرنامه‌اش آورده است. در سال ??08 ش نام “تون” به “فردوس” تغییر یافت.7
پدر ایشان، ملّا عبدالعظیم، واعظ بود و فرزندش را پیش از رسیدن به سن تعلّم، به مکتب سپرد. محمدحسین پس از فراگرفتن خواندن و نوشتن در مدتی کوتاه، به تحصیل مقدمات ادبیات عربی پرداخت و تمامی قرآن کریم را نیز حفظ کرد. سه چهار سالی از تحصیلش نگذشت که پدرش به جوار رحمت حق پیوست، بدون آن که میراثی به جای گذارَد.8 فاضل تونی، خود، چنین می‌گوید:
یازده ساله بودم که پدرم مرحوم ملا عبدالعظیم که واعظ تون و حوالی آن بود و محبوبیت و شهرتی خاص و بسزا داشت، به بیماری ذَرَب، در شبی که تنها من با ایشان بودم وفات نمود و من هیچ ملتفت نشدم که ایشان مرحوم شده است.9
فقدان پدر و نداشتن مَمرّی ثابت برای معیشت، به هیچ وجهْ عزم راسخ و شوق وافر مرحوم فاضل را سست نکرد و تحصیل ادبیات را ادامه داد.
چون به 17 سالگی رسید، دیگر محیط محدود تون را برای خود کوچک یافت و به ناچار برای استفاده از محضر اساتید بزرگ و ادامه‌ی تحصیل، به مشهد مقدس عزیمت کرد.
نهنگ آن بِهْ که در دریا ستیزد
کز آبِ خُرد ماهی خُرد خیزد10
شش سال در مشهد مقدّس ماند و با جِدّ و جهد و هوش و حافظه‌ی سرشار خود از محضر استادان بزرگ آن خطّه بهره‌ها برد. آنگاه به همراهی مرحوم شیخ محمد ـ که بعدها در اصفهان حکمت قدیم را تدریس کرد و به شیخ محمد حکیم معروف شد ـ به جانب دار العلم اصفهان رهسپار گشت تا مراتب بالاترِ تحصیلات را تکمیل کند.
ایشان مدت یازده سال در اصفهان ماند و سپس تهران را برای پیمودن راه علم برگزید و تا آخر همان جا اقامت نمود. در این مدت، از اساتید بزرگی بهره گرفت و آن گاه که مقامات والای علمی یافت، به تدریس پرداخت و شاگردان ممتازی را پرورش داد که در آینده به تفصیل اشاره خواهیم کرد.
1ـ 2. شخصیت علمی
مرحوم فاضل تونی عمری را در تحصیل و تعلیم سپری کرد و در این راه سختی‌های زیادی را تحمل نمود. ایشان، خود، در مقدمه‌ی کتاب الهیات می‌فرمایند:
… بسیار خوشبخت و سرافرازم که در سراسر عمر طولانی خود، جز در راه تحصیل یا تعلیم، و مطالعه یا تألیف قدمی ننهاده، و ملک آزادگی و قناعت را بر هر چیز ترجیح داده‌ام.11
در اینجا ما مراحل شکل‌گیری شخصیت علمی ایشان را از کودکی تا کهنسالی بیان می‌کنیم.
1ـ 2ـ 1. تحصیل در تون
فاضل تونی در زادگاهش، صرف و نحو را آموخت که شامل جامع المقدمات، شرح قطرالندی، البهجه المرضیه (شرح سیوطی بر ألفیه ابن مالک)، و هشت باب مغنی اللبیب می‌شود. صرف را نزد شیخ محمدحسن12، البهجه المرضیه (شرح سیوطی بر ألفیه ابن مالک) را نزد ملا محمدباقر تونی، و مغنی را نزد آقا میرزا حسین خواند. در معانی و بیان، مقداری از مطول را فراگرفت و بعداً در مشهد آن را تکمیل کرد.13
قدرت حافظه و حدّت ذهن و سرعت فراگیریش چنان بود که تحسین و تعجب همگان را بر می‌انگیخت و پس از چندی، در همان زادگاهش سرآمدِ اقران شد و افراد متمکّن، فرزندان خود را برای تحصیل یا مباحثه به خدمتش می‌فرستادند.14
1ـ 2ـ 2. تحصیل در مشهد
فاضل تونی درباره‌ی تحصیل خود در مشهد، چنین می‌گوید:
مطوّل را در [مدرسه‌ی نواب] مشهد خدمت ادیب نیشابورى تا مسند الیه در “تحقیق ما أنا قلت” [خواندم] که در اینجا خوب تحقیق نکرد و مأیوس شدم. پیش شخصى به نام آقا میرزا عبدالرحمن [مدرّس شیرازی] رفتم که مثل ادیب سر و‌ صدا نداشت؛ ولى اعلم از او بود و “تحقیق ما أنا قلت” را خوب بیان کرد. و ریاضیات را نیز پیش [همین] آقا میرزا عبدالرحمن خوانده‏ام.15
جالب است بدانید لقب “فاضل” را ادیب نیشابوری به ایشان داد. فاضل تونی، خود، می‌فرماید:
عادت مرحوم ادیب این بود که درس هر روز را می‌بایستی یکی از شاگردان بخواند. در روز چهارم نوبت به من رسید که از دیگران بهتر خواندم. مرحوم ادیب گفت: این رجل فاضل کیست؟ مرا پیش خود خواند و در پهلوی خود نشانید. بدین سبب از آن روز به فاضل مشهور شدم.16
از آن پس، همه‌روزه خواندن متن به ایشان واگذار شد.17
با این که علوم ریاضی چندان مورد استقبال طلاب نبود، با شوق و شور تمام ریاضیات را شامل خلاصه الحساب شیخ بهایی و هیأت و نجوم و تحریر اقلیدس، از همان میرزا عبدالرحمن فراگرفت.
فقه و اصول نیز از دیگر دروسی بود که در مشهد آموخت. حجت‌الاسلام بجنوردی در فقه و اصول، و شیخ اسماعیل قائنی در درس معالم (اصول)، استادش بودند.18
1ـ 2ـ 3. تحصیل و تدریس در اصفهان
اصفهان در آن هنگام که فاضل تونی در آن اقامت گزید، مهد علم و دانش بود و علوم دینی و فلسفی رونق داشت. قریب ???? طلبه‌ی پرشور و با حرارت در حوزه‌های مختلف علمیِ آن شهر مشغول استفاضه بودند و برخی از آنان مانند مرحوم آیت‌الله بروجردی 1 بعدها به بالاترین مدارج علمی19 رسیدند. در اصفهان به همراه شیخ محمد، حجره‌ی محقّری گرفتند و مدتی با هم به مباحثه و تحصیل پرداختند. در ماه‌های اول ورود به اصفهان، چون غریب و بی‌آشنا بودند و شهریه کافی نداشتند، زندگی به سختی می‌گذراندند. بسیار اتفاق می‌افتاد که ایشان غذای کافی نمی‌یافت و اگر می‌یافت، از نان و ماست یا نان و پیاز یا نان و پنیر تجاوز نمی‌کرد.20
بس گرسنه خفت و کس ندانست که کیست
[بس جان بلب آمد که بر او کس نگریست]21مخصوصاً مکرر به برخی از شاگردان22 فرموده بود که اولین ماه رمضان را در اصفهان با سختیِ بسیار گذرانید و افطار و سحر به نان و پیاز و گاهی به نان و ماست اکتفا می‌کرد و به واسطه تعفف و مناعت طبع هرگز کسی را از حال خود آگاه نمی‌ساخت و حتی وقتی تُجّار خَیِّرْ طلاب را به افطار دعوت می‌کردند، برای این که از درس و مباحثه بازنماند، از اجابت دعوت آنان سر باز می‌زد و به آنچه خود داشت، قناعت می‌ورزید و با خود می‌گفت:
از خواب و خورش ثمر نیابی
زان روی که مایه‌ها سرشتند
تا دَر نِگــریم و راز جــوئیم
کاین در همه گاو و خر بیابی
ما را ورقــی دگــر نوشتــند
سر رشـته‌ی کـار بــاز جوئیم23
در آن زمان، جهانگیرخان قشقایی منظومه را در شش سال می‌گفت و لابه‌لای آن قسمت اعظم مطالب شفا و اشارات و حکمه الإشراق و أسفار را بیان می‌کرد. مرحوم فاضل در سومین دوره‌ی تدریسِ جهانگیرخان، به محضر او پیوست و در تمام مدت شش سال ـ جز هنگامی که به مرض حصبه مبتلا شده بود ـ حتی یک روز از درس آن بزرگ غفلت نفرمود. در روز شروع، قریب ??? تن طلبه حضور داشتند؛ ولی به‌تدریج که مباحث پیچیده و مشکل می‌شد، عده‌ی طلاب رو به کاهش می‌نهاد. عده‌ای در مبحث وجود ذهنی، درس را ترک کردند و عده‌ی دیگر در مبحث عاقل و معقول، و همین طور … .
خلیلَیَّ قَطّاعُ الفَیافی إلی الحِمی
کثــیرٌ و أمّا الواصلـون قلیـل24
آنان مانند مرغانی بودند که به عزم دیدار سیمرغ عازم قله‌ی قاف شدند و جز عده‌ای معدود به منزل مقصود نرسیدند.25
فرخ آن ترکی که استیزه نهد
گرم گردانَد فرس را آن چنان
گر پشیمانی ورا عیبی کند
خود پشیمانی نروید از عدم
اسبش اندر خندقِ آتش جَهَد
که کُنَد آهنــگ اوج آسمان
آتش اول در پشیمانی زنــد
چون ببیند گرمیِ صاحب قَدم26
مرحوم فاضل تونی، خود، فرموده است:
با آقای بروجردی [مرحوم آیت‌الله حاج آقا حسین بروجردی] در درس آخوند کاشى [مرحوم آخوند ملّا محمّد کاشانی] و درس جهانگیرخان قشقایى در اصفهان شرکت داشته‏ایم.27
در زمینه‌ی عرفان، مرحوم فاضل تونی از جهانگیرخان قشقایی و آخوند کاشی بهره برده و شرح فصوص را نزد این دو بزرگوار فرا گرفته است. فراگیری عرفان در اصفهانِ آن روزگار مجاز نبود. آیت‌الله جوادی آملی می‌فرمایند:
مرحوم آیت‌الله فاضل تونی، هم در حکمت مشّاء قوی بود و هم در آشنایی با فنون عرفان. او می‏فرمود: کتاب فصوص محی‌الدین عربی را که هم اکنون در دست دارم و برای شما تدریس می‏کنم، در اصفهان و خدمت مرحوم جهانگیرخان قشقایی و مرحوم حاج آخوند کاشی می‏آموختم و در مدت دو سالی که آن را فرا می‏گرفتم در سفره غذای من مخفی بود و هرگز جرأت نداشتم آن را در طاقچه یا قفسه کتاب بگذارم یا آشکارا آن را مطالعه کنم. گویا سفره نان او را کسی نمی‏دید؛ چون در حجره تنها بوده و سفره او اختصاص به خودش داشته است. سرّش این بود که آن روزها در حوزه اصفهان فراگرفتن حکمت تا حدودی مجاز بود، ولی آموختن عرفان آن‏چنان مجاز و رایج نبود. بر این اساس، درس عرفان، رسمی و مجاز شمرده نمی‏شد.28
در زمینه‌ی فقه، آقا سید محمدصادق خاتون‌آبادی و آخوند فشارکی و آقا سید علی نجف‌آبادی، از اساتید بزرگی بودند که فاضل تونی از ایشان، توشه‌ی بزرگی برگرفت.29
از حسن قضا در همین هنگام مرحوم حاج شیخ عبدالله گلپایگانی30 از علمای بزرگ نجف، به سفارش پزشکان برای تغییر آب و هوا در اصفهان سکنی گزید و مرحوم فاضلْ مَقدم آن بزرگ را فیضی بزرگ و موهبتی عظیم دانست و از مجلس درس اصول ایشان، فایده‌ها اندوخت. مرحوم فاضل می‌فرمود:
مجلس درس حاج شیخ عبدالله گلپایگانی از لحاظ استفاده از مجالس کم نظیر بود؛ چه وی بیانی ساده و رسا و دقیق داشت و برای تفهیم مطالب مثال‌های ساده از زندگانی روزانه می‌آورد. از طرف دیگر حوزه‌ی درسش به خلاف رسم آن عهد، آرام و بدون هیاهو و جرّ و بحث بود. طرز استدلالی که از ایشان درباره‌ی قاعده‌ی ترتب شنیدم از هیچ یک از استادان دیگر نشنیدم.31
در مدت یازده سالی که در اصفهان به سر می‌بُرد، جز به تحصیل، مباحثه، تدریس، عبادت، ریاضت و تهذیب نفس به کاری نپرداخت و همیشه می‌فرمود:
بهترین ایّام دوران عمر من، ایّامی است که در اصفهان گذرانده‌ام.32
آیت‌الله حسن‌زاده درباره‌ی تدریس ایشان در اصفهان، چنین می‌فرمایند:
… بعد از آن استاد شعرانی فرمود که من به سن شما بودم و در تهران درس می‌خواندم، در همان وقت آقای فاضل تونی یکی از اساتید حوزه علمی اصفهان بوده است و آوازه‌ای بسزا داشت و شهرت علمی تمام.33
اما این که مرحوم فاضل تونی در اصفهان چه کتاب‌ها و علومی را تدریس می‌کرده‌اند، به صراحت بیان نشده است.
1ـ 2ـ 4. تحصیل و تدریس در تهران
ایشان که به قصد دیدار اقوام و صله‌ی رحم به تون رفته بودند، در مسیر بازگشت به اصفهان، در تهران توقف کوتاهی می‌کنند که با خبر می‌شوند آقا میرزا هاشم اشکوری34، استاد نامدار فلسفه در مدرسه‌ی سپهسالار جدید، تدریس شرح مفتاح الغیب را آغاز کرده است. چند روزی درنگ کردند و به درس اشکوری حاضر شدند. احاطه‌ی علمی و صفای محضر اشکوری، ایشان را چنان مجذوب ساخت که از رفتن به اصفهان صرف نظر کردند و در تهران ماندند. مرحوم اشکوری همین که تدریس مفتاح الغیب را به پایان رسانید، تدریس اسفار را شروع فرمود و مرحوم فاضل با آن که قسمت اعظم آن را نزد مرحوم جهانگیرخان فرا گرفته بود،‌ مجدداً دوره اسفار را دید. همچنین در درس فصوص الحکم ایشان نیز حضور می‌یافت و بعد از ظهرها هم به‌طور خصوصی در خدمت ایشان به تحصیل تمهید القواعد می‌پرداخت.35
آیت‌الله جوادی آملی می‌فرمایند:
کتاب تمهید القواعد عارف نامدار علی بن محمد بن محمد (ترکه) ملقّب به صائن‌الدین، شرح رساله قواعد التوحید عارف نامور و حکیم بزرگوار ابوحامد محمد اصفهانی در عرفان نظری، و در حوزه‌های علمیه یک متن درسی است. سید رضی لاریجانی این کتاب را رسماً تدریس کرد و شاگرد ممتازی چون آقا محمدرضا قمشه‏ای را تربیت نمود. آقا محمدرضا قمشه‌ای نیز این کتاب را تدریس کرد که نتیجه‌ی آن، ظهورِ شاگردان ناموری چون آقا میرزا هاشم اشکوری و آقا میرزا محمود قمی است و با تدریس این دو نیز آیات عظامی مانند رفیعی قزوینی، سیّد محمدکاظم عصار تهرانی، و محمدحسین فاضل تونی جلوه کرده‏اند که همه آنان از اساطین معرفت و ارکان مَعدِلتند.36
آیت‌الله حسن‌زاده آملی در نقلی سلسله‌ی اساتید عرفانی ایشان را این‌چنین می‌فرمایند:
ساعت هشت صبح روز چهارشنبه ششم ربیع الأول سنه هزار و سیصد و هفتاد و چهار هجرى قمرى، مطابق دوازدهم آبان ماه سنه هزار و سیصد و سى و سه هجرى شمسى بود که در محضر انور استاد معظّم، علامه بزرگوار آقا شیخ محمدحسین فاضل‏ تونى‏ (رضوان الله علیه) شرح علامه قیصرى ساوى بر فصوص الحکم شیخ اکبر طائى را درس مى‏گرفتیم؛ مبحث آن روز اوایل فصّ آدمى در بیان “فاقتضى الأمر جلاء مرآه العالم فکان آدم عین جلاء تلک المرآه و روح تلک الصوره …” بود حضرت استاد (روحى فداه) از استادش آقا میرزا هاشم اشکورى، و آن جناب از استادش آقا محمدرضا قمشه‏اى و آن جناب از استادش آقا سید رضى لاریجانى، و آن جناب از استادش آقا میرزا ربیع شیرازى حکایت فرمود که جناب میرزا ربیع شیرازى در ریاضت و سیر و سلوک بود، وقتى از هاتفى که خود او را ندیده مى‏شنود:
ز عقل و هوش بیرون نزد ما آی‏که عقل و هوش را ره نیست آنجای‏راقم گوید: سرّش این است که شهود ملکوتى با عقول اکتسابى حاصل نمى‏شود. فافهم.37
به طور خلاصه می‌توان اساتید مرحوم فاضل تونی را به شرح ذیل دانست:
1. شیخ محمدحسن: صرف (تون)
2. ملا محمدباقر تونی: سیوطی (تون)
3. آقا میرزا حسین: مغنی و مقداری از مطول (تون)
4. ادیب نیشابوری: مطول (مشهد)
5. آقا میرزا عبدالرحمن شیرازی: خلاصه الحساب، هیئت، نجوم، تحریر اقلیدس، و بخشی از مطوّل (مشهد)
6. حجت‌الاسلام بجنوردی: فقه و اصول (مشهد)
7. شیخ اسماعیل قائنی: معالم (مشهد)
8. جهانگیرخان قشقایی: منظومه حکیم سبزواری، بخش زیادی از اسفار، و فصوص ابن عربی (اصفهان)
9. آقا سید محمدصادق خاتون‌آبادی: خارج فقه (اصفهان)
10. آخوند فشارکی: خارج فقه (اصفهان)
11. آقا سید علی نجف‌آبادی: خارج فقه (اصفهان)
12. آخوند ملا محمد کاشانی (آخوند کاشی): فصوص ابن عربی (اصفهان)
13. حاج شیخ عبدالله گلپایگانی: خارج اصول (اصفهان)
14. آقا میرزا هاشم اشکوری: شرح مفتاح الغیب، یک دوره اسفار، فصوص الحکم، و تمهید القواعد (تهران)38
در این میان، مرحوم جهانگیرخان قشقایی [بارزترین استاد حکمت فاضل تونی]، و دیگری آقا میرزا هاشم اشکوری [بارزترین استاد عرفان]، ممتاز از بقیه بودند و فاضل تونی بسیار از این دو تن نام می‌بُرد.39
پس از فوت مرحوم آقا میرزا هاشم اشکوری، مرحوم فاضل به مدرسه دارالشفا40 رفت و در آنجا حوزه درسی دایر فرمود و طلاب فاضل و مستعد را از معلومات وسیع خود بهره‌مند ساخت.
در سال ???? قمری در مدرسه سیاسی41 به تدریس عربی پرداخت و پس از چندی تدریس فقه و منطق نیز به ایشان محول شد. چندی هم در دارالفنون42 و مؤسسه وعظ و خطابه43 افاضه فرمود.
همچنین در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، فلسفه و زبان و ادبیات عرب تدریس می‌کرد.44
در سال ???? ش ـ که قانون تأسیس دانشگاه تهران در مجلس شورا می‌گذشت ـ تصویب شد که اگر استادان مدارس عالیه، رساله‌ای (پایان‌نامه‌ای) فارسی در رشته‌ی خود تألیف کنند که در شورای دانشگاه قبول شود، به اخذ درجه‌ی دکترا و استادی نائل می‌شوند. مرحوم فاضل “تعلیقه بر مقدمه‌ی شرح فصوص قیصری”45 را که به زبان فارسی نگاشته بود، به عنوان رساله‌ی خویش، به دانشگاه ارائه کرد. از آن پس ـ که با تأسیس دانشکده معقول و منقول تهران همزمان بود ـ به عنوان استاد، مشغول به تدریس فلسفه و زبان و ادبیات عرب شد.46
در همین سال، تدریس عربی دارالمعلمین عالی47 ـ که تازه افتتاح شده بود ـ ‌به ایشان محوّل گشت و سپس تدریس منطق و فلسفه نیز بدان اضافه شد و به این ترتیب صدها نفر از مجالس درس ایشان کسب فیض کرده‌اند.48
مرحوم دکتر محمد خوانساری درباره سیره‌ی علمی و نحوه‌ی تدریس ایشان فرموده:
استاد بزرگوار از کسانی بود که علم و دانش را غایت و مطلوب بالذات می‌دانند، نه وسیله و افزار؛ بدین معنی که به راستی هم از اوان کودکی تشنه‌ی دریافت حقیقت و کسب دانش و فضیلت بود و از یادگرفتن و یاددادن لذت می‌برد. بهتر بگوییم شیفته‌ی حقیقت و عاشق حقیقت بود. علم و دانش را پر ارزش‌ترین و جدی‌ترین امور می‌دانست. این بود که چون درباره امور عادی زندگی سخن می‌گفت، گاه کلمات و جملات را به درستی ادا نمی‌کرد و حتی بعضی کلمات را شکسته بسته ادا می‌فرمود؛ ولی هنگام درس به کلی لحن تکلمش عوض می‌شد و مطالب را شمرده و با طمأنینه شرح می‌داد و مشکل‌ترین و پیچیده‌ترین مطالب را با قوت بیان ساده و روشن می‌ساخت. و درس خود را به آیات قرآنی و اشعار مولانا و حافظ و شیخ محمود شبستری می‌آراست.
ضمن تدریس برای رفع ملال دانشجویان غالباً مطالبی شیرین و مفرح بیان می‌کرد و کمتر جلسه‌ی درس ایشان بدون خنده و طیبت به پایان می‌رسید. خود آن مرحوم را نیز گاه چنان خنده می‌گرفت که مدتی سخنش قطع می‌شد. مجلس درس و بیان شیوایش به قدری جالب بود که غالباً دانشجویان رشته‌های دیگر نیز در مواقع فراغت، حضور در جلسه‌ی درس او را مغتنم می‌دانستند و مجذوب احاطه‌ی علمی و حضور ذهن و حافظه شگرف و حسن بیان و ذوق و ظرافت و نیروی ایمان و صفا و سادگی مخصوص او می‌شدند و سخنان او را در محافل و مجالس نقل می‌کردند.
هر کس چند جلسه به درس آن مرحوم حضور می‏یافت، از وسعت علم و دانش و احاطه‌ی آن مرحوم در شعب مختلف علوم اسلامی، خاصه در ادبیات عرب و حکمت‏ قدیم، دستخوش اعجاب و حیرت می‌شد و مجذوب صفای قلب و بی‌آلایشی و بی‌پیرایگی و صدق و صفا و اخلاص ایشان می‏گشت و در سلک مریدان آن وجود عزیز درمی‏آمد.49
هوش و حافظه عجیب، شور و اشتیاق کامل نسبت به علم و معرفت، ملازمت اساتید طراز اول، ممارست خستگی‌ناپذیر، همه موجب شد که وی استادی کامل و محیط، و عالمی کارآمد و مسلط شود، که “اذا أراد الله شیئاً هیّأ أسبابه”50 (وقتی که اراده خداوند بر چیزی تعلق گیرد، اسبابش را فراهم می‌کند).51
در این سال‌های اخیر، تدریس ایشان منحصراً در دانشکده‌ی ادبیات و دانشکده‌ی معقول و منقول بود و در هر دو دانشکده، اولیای مؤسسه و اساتید و همکاران و دانشجویان، نهایت تبجیل و تکریم را نسبت به آن بزرگ مراعات می‌کردند و همواره با نظر احترام آمیخته با محبت به ایشان می‌نگریستند.52
ایشان در ???? ش بازنشسته شد.53
1ـ 2ـ 5. اشتغالات علمی
همان‌گونه که قبلاً گفته شد، تحصیلات، و تدریس‌های مرحوم فاضل تونی، در زمینه‌ی ادبیات، فقه، اصول، حکمت، و عرفان بوده است. سخن شاگردان برجسته‌ی ایشان نیز گواه این مدعا است.
آیت‌الله حسن‌زاده آملی چنین استادش را وصف می‌نماید:
حضرت استاد علامه فاضل تونى جامع معقول و منقول بود و به حق از ذخایر عصر ما و از نوادر روزگار ما بود و حافظه‏اى بسیار سرشار و قوى داشت و در ادبیات تازى و پارسى ادیبى بارع و متضلّع بود و از فقهاى بزرگى مدارک اجتهاد داشت. …
یک دهان خواهم به پهناى فلک
ور دهان یابم چنین و صد چنین
این قدر هم گر نگویم اى سند
تا بگویم وصف آن رشک ملک
تنگ آید در بیان آن امین
شیشه‌ی دل از ضعیفى بشکند54
(رفع الله المتعالی درجاته السنیّه، و أفاض علینا من برکات أنفاسه النفیسه). 55
این فقیر الی الله که خواست شرح قیصری بر فصوص الحکم را شروع کند از استاد علامه شعرانی (ره) راهنمایی خواست، آن جناب فرمود اگر آقای فاضل تونی قبول کند خیلی خوب است. بعد از آن استاد شعرانی فرمود که من به سن شما بودم و در تهران درس می‌خواندم، در همان وقت آقای فاضل تونی یکی از اساتید حوزه علمی اصفهان بوده است و آوازه‌ای بسزا داشت و شهرت علمی تمام. پس از شرح فصوص یادشده خواستم شفا را دو درسه بخوانم،‌ چه این که یک درس از کتاب نفس آن را در محضر استاد شعرانی مشغول بودم، باز از آن جناب راهنمایی خواستم که اجازه می‌فرمایید شفا را از اول طبیعیات نزد فلانی (که یکی از روحانیون نامدار آن روز تهران را اسم بردم) بخوانم؟ در جوابم فرمود: این آقا از خارج حرف و مطلب خیلی می‌داند ولی ملّای کتابی نیست؛ طلبه باید پیش ملّای کتابی درس بخواند. اگر آقای فاضل تونی درس شفا را برای شما قبول کند، خیلی خوب است.56
آیت‌الله جوادی آملی درباره‌ی مقام علمیِ مرحوم فاضل تونی می‌گوید:
مرحوم فاضل تونی، گذشته از مهارت در حکمت و عرفان، در ادبیات نیز قوی بود. عبارت‏های شرح فصوص قیصری را که بسیار پیچیده است، همه را متقن و صحیح قراءت و شرح می‏کردند و گاهی نیز که تناسبی در کار بود، بعضی از آیات یا روایات را با آن ظرایف ادبی توجیه می‏کردند. مثلاً این جمله از دعای کمیل را: “ما کان لأحدٍ فیها مقرّاً و لا مُقاماً” یا “ما کانت لأحدٍ فیها مقرّاً و لا مُقاماً”، چنین معنا می‏فرمود: برای هیچ فرد از افرادی که در آتش دوزخ هستند، آنجا دار قرار و جای ماندن ابدی نیست.
معنای این جمله این نیست که کسی به جهنم نمی‏رود؛ چون کلمه “فیها” ظرف است و قرار گرفتن آن در کنار اسم نکره “احد” آن را صفتِ احد می‏کند و در نتیجه، معنای “ما کانت لأحد فیها” این است که برای هیچ‏کس که در دوزخ است، آنجا محل قرار و استقرار دائم نیست. بنا بر این، این جمله خلود و جاودانی را نفی می‏کند، نه اصل ورود به دوزخ را؛ لیکن چون سوگند یاد کرد که آن را پر می‏کند، همیشه از کفار، معاندان، منافقان و مانند آن‏ها پر خواهد بود.57
مرحوم محمد خوانساری استادش فاضل تونی را چنین می‌ستاید:
هر کس چند جلسه به درس آن مرحوم حضور می‌یافت، از وسعت علم و دانش و احاطه آن مرحوم در شعب مختلف علوم اسلامی خاصه در ادبیات عرب و حکمت قدیم،‌ دست‌خوش اعجاب و حیرت می‌شد، و مجذوب صفای قلب و بی‌آلایشی و بی‌پیرایگی و صدق و صفا و اخلاص ایشان می‌گشت و در سلک مریدان آن وجود عزیز در می‌آمد.
تمام اساتید و بزرگانی که این بنده ناچیز افتخار شاگردی و مصاحبت آنان را داشته‌ام متّفق و هم‌داستان بوده‌اند و هستند که مرحوم فاضل از ذخایر و نوادر عصر ما و به حقیقت بقیه الماضین و خیر الموجودین بود و در بعضی از قسمت‌ها بدیل و نظیری نداشت. مراجع بزرگ تقلید به ایشان اجازه اجتهاد داده بودند. از جمله مرحوم حضرت آیت‌الله بروجردی در نامه‌ای که چند سال قبل از فوتش به ایشان مرقوم داشته بودند، ایشان را به عنوان “عماد العلماء المتألهین” مخاطب قرار داده بودند.58
1ـ 3. فاضل تونی از دیدگاه بزرگان
حضرت آیت‌الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی
حضرت آیت‌الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی ((در اجازه‌نامه‌ای که به مرحوم فاضل تونی داده است، ایشان را چنین می‌ستاید:
بسم الله الرحمن الرحیم
مخفی مباد، جناب مستطاب علم الأعلام ابوالفضائل و الفواضل آقای میرزا محمد حسین فاضل تونی دام فضله، که از افاضل مدرسین معقولند، از جانب احقر مأذون و مجازند در تدریس و افاضات علمیه.
حرره الأحقر ابوالحسن الموسوی الإصفهانی
(محل مهر)59
آیت‌الله بروجردی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

آیت‌الله بروجردی 1 در نامه‌ای فاضل تونی را “عماد العلماء المتألّهین” خطاب کرده است.60
شهید مطهری
شهید مطهری 1 نیز خدمت او به علم و حکمت، و جلالتِ قدر او را چنین ستوده است:
آقا شیخ محمد حسین فاضل تونی، از مشاهیر مدرّسان فلسفه در عصر اخیر بود. رساله‌ای در الهیات دارد، در مقدمه‌ی آن رساله نوشته که شاگرد جهانگیر خان و حکیم اشکوری بوده است. … پس از تأسیس دانشگاه، سال‌ها در دانشکده ادبیات و دانشکده معقول و منقول تدریس می‌کرد.61


پاسخ دهید